زر بخش

لغت نامه دهخدا

زربخش. [ زَ ب َ ] ( نف مرکب ) زربخشنده. بخشنده زر. که زر عطا کند:
دستش به ابر نیسان ماند گه عطا
گر باشد ابر نیسان زربخش و درنثار.سوزنی.

فرهنگ فارسی

زر بخشنده بخشنده زر

جمله سازی با زر بخش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او بدرپاشی و زر بخشی بگشاد چو کف آنچه خواندند کثیرش نبد الا که قلیل

💡 تشبیه بحر و کان بدل و دست تست کفر آن هر دو گرچه آمده زر بخش و درفشان

💡 دینار ز بیم کف زر بخش تو صامت و اقبال ترا با رخ فرّخ شده تابع

💡 زر بخش و رطل گیر و طرب جوی و عیش کن کز دست خنجر تو عدو دست بر سرست

💡 صد سخی زد سکه زر بخشی اما کس نزد کوس سر بخشی ورایت یا امیرالمؤمنین

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز