لغت نامه دهخدا
زخمه ور. [ زَ م َ / م ِ وَ ] ( ص مرکب ) مطرب و نوازنده سازهای ذوات الاوتار است. ( آنندراج ):
زخمه ورانی که بگاه سرود
از رگ ناهید بتابند رود.میرخسرو ( از آنندراج ).
زخمه ور. [ زَ م َ / م ِ وَ ] ( ص مرکب ) مطرب و نوازنده سازهای ذوات الاوتار است. ( آنندراج ):
زخمه ورانی که بگاه سرود
از رگ ناهید بتابند رود.میرخسرو ( از آنندراج ).
مطرب و نوازنده سازهای ذوات الاوتار است
💡 نغمه هایش خفته در ساز وجود جویدت ای زخمه ور ساز وجود
💡 زخمهٔ ما بی اثر افتد اگر آسمان دارد هزاران زخمه ور