زخم کاری
مترادفها
ضربه سنگین، آسیب شدید، جراحت عمیق
لغت نامه دهخدا
زخم کاری. [ زَ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ضربه مؤثر و قاطع. جراحت کشنده و عمیق ( کاری در این ترکیب بمعنی کارگر ومؤثر است ). جراحت بزرگ و جراحتی که بیکی از آلات عمده بدن برخورد کرده و مهلک باشد. رجوع به ناظم الاطباء، آنندراج و زخم شود.
فرهنگ فارسی
ضربه موثر و قاتع جراحت کشنده عمیق
جمله سازی با زخم کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جعفرآباد (فسا)، روستایی از توابع بخش نوبندگان شهرستان فسا در استان فارس ایران است.خانواده ریزآبادی در سریال زخم کاری اهل این روستا بودند.
💡 سریال زخم کاری به کارگردانی محمدحسین مهدویان بر اساس رمان«بیست زخم کاری» اوست، که خود به اقتباسی از نمایشنامهی مکبث اثر ویلیام شکسپیر نوشته شده است.
💡 مشو از حال من غافل که زخم کاریی دارم مبادا دیگری صید تو را از خاک برگیرد
💡 زخم کاری می برد رنگ از رخ (و) رخسار باغ می روم از همت تیغت به میدان بهار
💡 ز ابروی تو زخم کاریی دارم به قصد من مده دیگر به زهر چشم آب آن تیر مژگان را
💡 به غیر از مرگ هر دردی که یابی باشدش درمان بجز زخم زبان هر زخم کاری مرهمی دارد
💡 آن انتقاد تند و بیرحمانه از سوی منتقد بزرگ، مانند یک زخم کاری بر پیکرهی هنری او نشست و باعث شد او مدتی از فعالیت بازماند.
💡 شکست سنگین در رقابتهای جهانی، برای آن ورزشکار جوان یک زخم کاری بود که تاثیر عمیقی بر روحیه و اعتماد به نفس او گذاشت.
💡 حرفهای تلخ و سنگین برخی دوستان در روزهای سخت، برای او یک زخم کاری ایجاد کرد که حتی با گذشت سالها هم فراموش نمیشد.