زخم برداشتن

مترادف‌ها

زخمی شدن، مجروح شدن، آسیب دیدن

متضادها

سلامت یافتن، بهبود یافتن

لغت نامه دهخدا

زخم برداشتن. [ زَ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) زخمی شدن. رجوع به «زخم » و «زخمی » شود.

فرهنگ فارسی

زخمی شدن

جمله سازی با زخم برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منظور از (حسنه ) و (مصيبة ) به قرينه سياق، آثار نيك و خسارتهائى است كهجنگ ببار مى آورد، از قبيل فتح و فيروزى، غنيمت هاى مالى و اسيران از يك طرف، و كشتهشدن و زخم برداشتن و شكست از طرف ديگر.

💡 سرباز جوان در جریان نبرد شدید، از زخم برداشتن در ناحیۀ شانه رنج می‌برد و به کمک پزشکان میدان جنگ نیاز داشت.

💡 اگر در هنگام کار با ابزارهای تیز احتیاط نکنی، ممکن است دچار زخم برداشتن شوی که نیاز به مراقبت‌های پزشکی داشته باشد.

💡 با وجود اینکه او از زخم برداشتن فیزیکی در امان بود، اما جراحت‌های روحی عمیقی که در جنگ دیده بود، او را آزار می‌داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران