زخاک

لغت نامه دهخدا

زخاک. [ زَ ] ( ص ) در لغت زند و پازند بمعنی ابر بارنده بود. زراتشت بهرام گفته:
ز ایران برون رفت زردشت پاک
همی رفت گریان، چو ابر زخاک.( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

در لغت زند و پازند بمعنی ابر بارنده بود

جمله سازی با زخاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زخاک ای سلیمان به باد آر پای به دیوان بزن آتش جانگزای

💡 بگوش صوت اناالحق رسد زخاک نجف غنوده تا که زبان خدا، به ناحیتش

💡 تویی که هرکه زخاک جناب تو بگذشت همه حکایت دلداری و تفضّل کرد

💡 کدام میکده آشفته خاک کوی علی که من زخاک درش سرمه بصر گیرم

💡 زخاک درگه تو کافیان همی نازند چو مومنان به بهشت اندرون زکاس دهاق

💡 امروز اگر بباد رود در رهت چه باک فردا که سر زخاک بر آید بپای تست

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز