زحوف

لغت نامه دهخدا

زحوف. [ زُ ] ( ع مص ) بمعنی زَحْف و مصدری دیگر است از این باب. رجوع به زحف و زحفان شود. || ( اِ ) ج ِ زحف. لشکرها. عساکر. رجوع به زحف شود.
زحوف. [ زَ ] ( ع اِ ) شتر ماده سپل کشان رونده از ماندگی. و بدین معنی آید، زاحفة. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ترجمه قاموس ). اشتری که پای خود را بر زمین کشد در وقت رفتار. ( کنزاللغة ).

جمله سازی با زحوف

💡 و نيز در باره كلمه (زحف ) مى گويد: زحف به معناى نزديك شدن به آرامى و آهستهآهسته است، و (تزاحف ) به معناى نزديك شدن دو چيز است به يكديگر، مثلا وقتىگفته مى شود: (زحف، يزحف، زحفا)و يا گفته مى شود: (ازحفت للقوم ) معنايش ايناست كه من براى اينكه با مردم بجنگم به ايشان نزديك شده و در برابرشان استوارايستادم، ليث مى گويد: زحف عبارت است از جماعتى كه با هم يكدفعه به دشمن خودنزديك شوند، و جمع آن زحوف است.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز