لغت نامه دهخدا
زبان رانی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) گفتگو و مکالمه و گفت و شنید و گفتار. ( ناظم الاطباء ):
این چه زبان و چه زبان رانی است
گفته و ناگفته پشیمانی است.نظامی.رجوع به زبان ران شود.
زبان رانی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) گفتگو و مکالمه و گفت و شنید و گفتار. ( ناظم الاطباء ):
این چه زبان و چه زبان رانی است
گفته و ناگفته پشیمانی است.نظامی.رجوع به زبان ران شود.
سخن گویی، سخنرانی: این چه زبان واین چه زبان رانی است / گفته و ناگفته پشیمانی است (نظامی۱۳: ۶ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خامه گر به خموشی به سر بری بیدل تو نیز راز دل خلق بر زبان رانی