لغت نامه دهخدا
زامک. [ م ِ ] ( ع ص ) اصمعی گوید: الزامک المجهود الذی یزمک فی مکانه فلایبرح و ثعلب گوید: زامک غیر از مجهود است. ( کنز الحفاظ فی تهذیب الالفاظ تألیف ابن سکیت چ ابلویس ص 118 ).
زامک. [ م ِ ] ( ع ص ) اصمعی گوید: الزامک المجهود الذی یزمک فی مکانه فلایبرح و ثعلب گوید: زامک غیر از مجهود است. ( کنز الحفاظ فی تهذیب الالفاظ تألیف ابن سکیت چ ابلویس ص 118 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما زامکان بریده ایم امید بر در تو زدیم شئ الله
💡 ای آنکه وصفت راهمی برتر زامکان دیده ام حس و هم چون بیند ترا دروهم زانسان دیده ام
💡 ندیدهایم زامکان یکی نظیر علی ز ممکنات گسستیم پود و تار امشب
💡 عقلگوید عشق دیوانه است زامکان پا مکش عشقگوید عقل بیگانه است آنسوتر شتاب
💡 به هرچه سعی کنی، ور برون زامکان است به همت تو بسازد «مسبب الاسباب»
💡 ارتش مجارستان پنجم تا دهم نوامبر ۱۹۳۸ مناطق مذکور را به کنترل خود درآورد. مناطق بازیافته شده با عنوان «مجارستان علیا» دوازدهم نوامبر با رای مجلس مجارستان رسماً به این کشور ملحق شد. در این اراضی بر اساس تقسیمات اداری مجارستان پیش از سال ۱۹۲۰، دو شهرستان با مرکزیت نُوه زامکی و لویتسه ایجاد گردید و برخی مناطق نیز به شهرستان دیگر پیوست.