واژه «ریز و بیز» در فارسی یک ترکیب تأکیدی و از نوع واژگان اتباعی است که برای بیان شدت ریزی، خردی و جزئی بودن اشیا یا امور به کار میرود. در این ترکیب، واژه «ریز» به معنای کوچک، خرد و دارای ابعاد بسیار کم است و به اجزای ظریف و کمحجم اشاره دارد. واژه «بیز» در این ساختار بهتنهایی کاربرد معنایی مستقل و رایج در زبان امروز ندارد و بیشتر نقش تأکیدی و همراهی با واژه اول را ایفا میکند. برخی دیدگاههای لغوی «بیز» را مرتبط با ریشههایی مانند بیختن یا غربال کردن دانستهاند که در معنای جداسازی و دقت در جزئیات قابل تصور است. با این حال در ترکیب «ریز و بیز» هدف اصلی ایجاد تأکید بر شدت ریزی و جزئی بودن است، نه ارائه دو معنای مستقل. این نوع ساختار در زبان فارسی برای تقویت معنا و ایجاد تأثیر بیانی بیشتر در توصیف به کار میرود. در متون گفتاری و ادبی، چنین ترکیباتی برای نشان دادن کثرت جزئیات یا بسیار خرد بودن عناصر استفاده میشود. بنابراین «ریز و بیز» بیشتر یک تعبیر تأکیدی است تا یک واژه دارای دو بخش معنایی جداگانه. این اصطلاح معمولاً در توصیف اشیای بسیار ریز یا جزئیات فراوان به کار میرود. در مجموع، «ریز و بیز» کنایهای زبانی برای تأکید بر نهایت خردی و جزئی بودن یک موضوع یا پدیده است.
ریز و بیز
لغت نامه دهخدا
ریز و بیز. [ زُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ریزبیز. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ریزبیز شود.
فرهنگ فارسی
ریزبیز
جمله سازی با ریز و بیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرو ماند آزاد ز آسیبی که گلها را رسید باد عمر سروران گو رو به باد این ریز و بیز