رکابداری

لغت نامه دهخدا

رکابداری. [ رِ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل رکابدار. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رکابدار شود.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل رکابدار

جمله سازی با رکابداری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوشته بود که چو نشد حسین سوار به مرکب رکابداری او را نمود زینب مضطر