روشت

لغت نامه دهخدا

روشت. [ رِ وِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سربند شهرستان اراک. سکنه آن 287 تن و محصول آن غلات و بنشن و پنبه و انگور. آب از چشمه و رودخانه مروار. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
روشت. [ رَ ش ِ ] ( اِخ ) دهی از بخش بناب شهرستان مراغه. آب آن از رودخانه روشت و چاه و سکنه آن 1869 تن. محصول آنجا غلات. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش بناب شهرستان مراغه

جمله سازی با روشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند نبود فرقتان هیچ از بهایم در خورش! چند نبود در روشتان هیچ فرق از مور و مار!

💡 مردم روستای روشت کوچک، همانند سایر مردم آذربایجان به زبان ترکی آذربایجانی و با گویش محلی صحبت می‌کنند.

💡 مردم روشت بزرگ به احترام سال روز ورود امام حسین به کربلا را به عنوان روز علم بندی که سوم محرم است برپا میدارند

💡 مردم روشت به زبان لری و با گویش و لهجه شمالی(سیلاخوری_ثلاثی) صحبت می‌کنند.

💡 روشت کوچک یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بناجوی شمالی بخش مرکزی شهرستان بناب واقع شده‌است.