روز خیز

مترادف‌ها

برخاستن، برآمدن

متضادها

شب خیز

لغت نامه دهخدا

روزخیز. ( نف مرکب ) آنکه دیر از خواب شب خیزد. ( یادداشت مؤلف ). || صفت صبح که روز از آن خیزد و شروع شود:
یارب این شام دوالک باز و صبح روزخیز
چند برجان و دل خاصان شبیخون کرده اند.مجیر بیلقانی.

فرهنگ فارسی

آنکه دیر از خواب شب خیزد

جمله سازی با روز خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپندارمذ روز خیز ای نگار سپند آر ما را و جام می آر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران