لغت نامه دهخدا
روز تا روز.( ق مرکب ) روزهای پیاپی. روزهای متوالی:
روز تا روز از این قرار نگشت
کارگر بود چون ز کار نگشت.نظامی.
روز تا روز.( ق مرکب ) روزهای پیاپی. روزهای متوالی:
روز تا روز از این قرار نگشت
کارگر بود چون ز کار نگشت.نظامی.
روزهای پیاپی. روزهای متوالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی روز تا روز ستوارتر شود کار او بر فرازیش فر
💡 روز تا روز از این قرار نگشت کارگر بود چون ز کار نگشت
💡 گروه نوزدهم: ملائكه اى كه در گرد و اطراف حرم آن حضرت قرار دارند. تعداد آنها درهر روز تا روز قيامت، هزار فرشته است.
💡 محاسب نه یک تن همه اهلگیتی نه یک روز تا روز محشر مواظب
💡 لا جرم بر تن و بر جان امیر از همه خلق روز تا روز به نیکی ز دگرگونه دعاست
💡 پنج نوبت میزنندش بر دوام همچنین هر روز تا روز قیام