رود زم

لغت نامه دهخدا

رود زم. [ دِ زَ ] ( اِخ ) رودخانه ای است مشهور. رودخانه ای است، و بعضی گفته اند نام شهری است که این رود از پهلوی آن میگذرد. ( حاشیه دیوان ناصرخسرو ):
دهن خشک ماند بگاه نظر
اگر در دهانش نهی رود زم.ناصرخسرو.ترا فردا ندارد سود آب روی دنیایی
اگر بر رویت ای نادان برانی آب رود زم.ناصرخسرو.گر بزمین افتدی هندسه رأی تو
قوس وقزح سازدی طاق پل رود زم.خاقانی.رجوع به رود ژم شود.

فرهنگ فارسی

رودخانه ایست مشهور رودخانه ایست و بعضی گفته اند نام شهری است که این رود از پهلوی آن میگذرد.

جمله سازی با رود زم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهن خشک ماند به گاه نظر اگر در دهانش نهی رود زم

💡 نام مرا قرار ده اندر شمار خویش تا می رود زمان و زمین برقرار تو

💡 تو را فردا ندارد سود آب‌روی دنیائی اگر بر رویت ای نادان برانی آب رود زم

💡 ز خیزان طرف تا لب زنده رود زمین زنده گشت از نوای سرود

💡 وز خون حلقشان همه بر گوشه حصار رودی روان شده به بزرگی چو رود زم

💡 زمین خشک با جودش بسان رود زم گردد ز جنگش گر کند زم یاد همچون بحر دم گردد

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز