روح نفسانی

لغت نامه دهخدا

روح نفسانی. [ ح ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد روح حیوانی است. ( فرهنگ علوم عقلی ص 282 ). آنچه از روح حیوانی بدماغ رسد کیفیتی دیگر پذیرد و این روح مفیض حس وحرکت میشود و قوت نفسانی بدان قائم باشد، و مراد ازاین روح، نفس ناطقه است چنانکه در کتب الهی مراد ازروح، نفس است. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). روح نفسانی در دماغ باشد و از آنجای بواسطه اعصاب به اندامها درآید. و رجوع به روح ( در اصطلاح طب قدیم ) و حکمت اشراق ص 165 و 166 و 253 و 254 و 286 و 287 شود.

فرهنگ فارسی

مراد روح حیوانی است

جمله سازی با روح نفسانی

💡 نعیم جود تو در سر چو روح نفسانی است خیال مهر تو در دل چو نقطهٔ سوداست

💡 کو، سری بی سایه ی جاهت، که با سیلاب خون روح نفسانی فرو ناید ز مغز گردنش