لغت نامه دهخدا
روبرو شدن. [ ب ِش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مواجه شدن. مقابل شدن. محاذی یکدیگر واقع گشتن. || بهم رسیدن. نزدیک یکدیگر آمدن: دو لشکر بهم روبرو شدند. ( یادداشت مؤلف ).
روبرو شدن. [ ب ِش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مواجه شدن. مقابل شدن. محاذی یکدیگر واقع گشتن. || بهم رسیدن. نزدیک یکدیگر آمدن: دو لشکر بهم روبرو شدند. ( یادداشت مؤلف ).
مواجه شدن مقابل شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان نمو با وارد شدن یک ماهی کوچک به اقیانوس و روبرو شدن با خطرات شکارچیان ادامه مییابد. او که به همراه پدرش به این شرایط وارد میشود، پس از جدا شدن از پدرش مجبور میشود به تنهایی جان سالم به در ببرد.
💡 به حكم قانون و ناموس خلقت، بسيارى از كمالات جز در مواجهه با سختيها و شدايد، جزدر نتيجه تصادمها و اصطكاكهاى سخت، جز در ميدان مبارزه و پنجه نرم كردم با حوادث،جر در روبرو شدن با بلاها و مصائب حاصل نمى شود.(305)
💡 4. به فرمان پروردگار برخاسته جامه اش را پاكيزه ساخته تنش را مى شويد و تقواپيشه ساخته به دامنه كوه صفا مى رود و مردم را از روبرو شدن با عذايى شديد برحذرمى دارد و به تقوا مى خواند.(37) دعوتى كه او را با واكنش خصمانه و تهديد بهنابودى و مرگ مستكبرى از درون عشيره و خويشاوندان نزديكش روبرو مى سازد.(38)
💡 زوجی کلاهبردار پس از اینکه تاجری را برای بهدست آوردن اتومبیلش میربایند به غرب قرار میکنند.اما روبرو شدن با جوانی سادهلوح و همسرش سرنوشت آنها به عنوان سارق را به چالش میکشد...
💡 رومان محافظی سخت کوش و متعهد و انسانی نیکو است که تاکنون نتوانسته از میان دو همسرش یکی را انتخاب کند. در حال حاضر دو زن دارد که هیچیک از وجود دیگری مطلع نیستند. اگر نتواند مانع روبرو شدن این دو همسر با یکدیگر شود، حتماً اوضاع وخیم خواهد شد.