رو کردن

لغت نامه دهخدا

رو کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش آمدن. واقع شدن. حادث شدن: بدبختی به ما رو کرد. دولت به ما رو کرد. ( یادداشت بخط مؤلف ). حاصل شدن. ظهور کردن. ( از غیاث اللغات ). || توجه کردن. ( غیاث اللغات ). روی آوردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). متوجه به کسی شدن. ( آنندراج ):
چون محمدپاک شد از نار و دود
هرکجا رو کرد وجه اﷲ بود.مولوی.- روکردن به؛ توجه کردن به. متوجه کسی شدن: رو کرد به من و گفت... ( یادداشت بخط مؤلف ):
رو به آتش کرد شه کای تندخو
آن جهان سوز طبیعی خوت کومولوی.اکنون که تو روی باز کردی
رو باز به خیر کرد حالم.سعدی.از روی دوست تا نکنی رو به آفتاب
کز آفتاب روی به دیوار می کنی.سعدی.یکبار رو چرا به در دل نمی کنند
این ناکسان که زحمت درها همی دهند.صائب.جز به سختی نکند وصل بتان رو به کسی
باده آینه در شیشه سنگ است اینجا.صائب ( از آنندراج ).چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم.محمدحسین شهریار.|| روبرو کردن. ( غیاث اللغات ). || ( اصطلاح قماربازی ) باز کردن دست و نشان دادن ورقها در بازی.

فرهنگ فارسی

پیش آمدن. واقع شدن. حادث شدن

جمله سازی با رو کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی سابقاً دارای عقاید مذهبی بوده‌است. او یک شعبده‌باز به صورت حرفه‌ای و سرگرم‌کننده فکرخوانی نیز هست، ولی به ماورالطبیعه باور ندارد. او به چالش و رو کردن دست مدعیان قدرت ماورای طبیعه می‌پردازد.

💡 ز اقبال جهان، ای دل غافل به حذر باش رو کردن دولت به تو، چون پشت کمان‌هاست

💡 گاوآهن یا خیش ابزاری در کشاورزی برای کندن، زیر و رو کردن و شخم زدن زمین است که دارای تیغه یا تیغه‌های فولادی سنگین که به وسیلهٔ چهارپا به ویژه گاو بر روی زمین کشیده می‌شود. این ابزار دارای نوکی تیز و برگشته به درون است و سر آن را به گردن گاو یا به تراکتور می‌بندند و با آن زمین را شخم می‌زنند.

💡 می شود جان های روشن تیره از تر دامنی در سیه رو کردن آیینه ها آب آتش است

💡 در این فیلم کالین فرث، در نقش استنلی کرافورد، شعبده‌باز موفقی در لندن است که با آرایش و لباس چینی برنامه اجرا می‌کند. سرگرمی اصلی استنلی، رو کردن دست مدعیان به احضار روح و ارتباط با عالم غیب است.

سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز