لغت نامه دهخدا
رو رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، افتادن اسب و استر و جز آن به سینه بر زمین. افتادن اسب و سایر ستور و این عیبی است. قسمی سقوط اسب و استر. قسمی سکندری خوردن اسب و استر. افتادن اسب از سوی مقابل بر زانو. ( یادداشت مؤلف ).
رو رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، افتادن اسب و استر و جز آن به سینه بر زمین. افتادن اسب و سایر ستور و این عیبی است. قسمی سقوط اسب و استر. قسمی سکندری خوردن اسب و استر. افتادن اسب از سوی مقابل بر زانو. ( یادداشت مؤلف ).
در تداول عامه افتادن اسب و استر و جز آن به سینه بر زمین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو غنچه تازه رو رفتن نه کار هر کسیست خار در کف اول فصل بهار از گلستان