لغت نامه دهخدا
روبازی. ( حامص مرکب ) روباز بودن. بی حجاب بودن. بی حجابی یعنی بی چادری و بی نقابی زن. || گستاخی. وقاحت. بیشرمی. و رجوع به رو و روباز شود.
روبازی. ( حامص مرکب ) روباز بودن. بی حجاب بودن. بی حجابی یعنی بی چادری و بی نقابی زن. || گستاخی. وقاحت. بیشرمی. و رجوع به رو و روباز شود.
رو باز بودن بی حجاب بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این فیلم نقش دانش آموزی رو بازی میکند که شیفته معلم جوان سیاه پوست جدید خود شده است که به تازگی بعنوان معلم تازه کار وارد این مدرسه شده که بسیار دانش آموزان دبیرستانی هنجارشکنی دارد. به معلمین و مدیران سیستم آموزشی توصیه میشه این فیلم رو تماشا کنند.
💡 ور زانک زعشق عافیت می طلبی پس عشق نه کار تست رو بازی کن
💡 رو بازی کن که عاشقی کار تو نیست