رنگ باز
مترادفها
حیلهگر، فریبکار
لغت نامه دهخدا
رنگ باز. [ رَ ] ( نف مرکب ) بازنده رنگ. در لهجه مردم خراسان به پارچه و یا جامه ای گویند که رنگش برود. رنگ رو. رجوع به رنگ رو شود.
فرهنگ فارسی
بازنده رنگ در لهجه مردم خراسان بپارچه و یا جامه گویند که رنگش برود
جمله سازی با رنگ باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هوای روی تو خون می چکاند از غزل خسرو رنگین سخن گر رنگ بازی زین سخن
💡 شیر بینم شده متابع رنگ باز بینم شده مسخر خاد
💡 دوز بازی شش تایی مانند دوز بازی دوازده تایی یک بازی فکری دو نفره است که با یک مقوا و ۱۲ مهره در دو رنگ بازی میشود. طرحی هندسی با استفاده از چند خط روی مقوا رسم میشود و بازیکنان تلاش میکنند سه مهرهٔ خود را به ردیف در جایگاهها بنشانند و همچنین مانع ردیف شدن مهرههای حریف شوند.
💡 قاصد چو رنگ باز نگردید سوی ما معلوم شد که نامه به عنقا نوشتهایم
💡 دوز بازی سه تایی یک بازی فکری دو نفره مشابه ایکس او یا تیک تاک تو (سه به سه قطار) است که با یک صفحه و شش مهره در دو رنگ بازی میشود. طرحی هندسی با استفاده از چند خط روی مقوا رسم میشود و بازیکنان تلاش میکنند سه مهرهٔ خود را به ردیف در جایگاهها بنشانند و همچنین مانع ردیف شدن مهرههای حریف شوند. برنده كسی است که زودتر ردیف سهتایی بسازد.
💡 دوز یازده تایی مانند دوز بازی دوازده تایی یک بازی فکری دو نفره است که با یک مقوا و ۲۲ مهره در دو رنگ بازی میشود. طرحی هندسی با استفاده از چند خط روی مقوا رسم میشود و بازیکنان تلاش میکنند سه مهرهٔ خود را به ردیف در جایگاهها بنشانند و همچنین مانع ردیف شدن مهرههای حریف شوند.