رمزشناسی
مترادفها
رمزنگاری
فرهنگستان زبان و ادب
{cryptology} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی] شاخه ای از دانش که در آن روش های تبادل اطلاعات و ارتباطات محرمانه در شبکه های رایانه ای بررسی می شود
جمله سازی با رمزشناسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاید اگر دن براون تنها در این رمان یک معمای پلیسی و تاریخی را مطرح میکرد، هرگز به این فروش دست نمییافت و حالا صدرنشین جدول فروش نبود. او همه را سحر کرده است، براون در «رمز داوینچی» تاریخ و مسیحیت را رمزشناسی میکند و دست روی باورهای دینی گذاشته است.
💡 «لنگدان» و پلیس بخش رمزشناسی «سوفی» سر از موزه لوور درمیآورند و شروع به رمزگشایی این نشانهها میکنند و در کمال حیرت در مییابند که این علائم آنها را به آثار داوینچی میرساند. داستان پیش میرود و تاریخشناس داستان متوجه میشود مقتول به فرقه مذهبی سری وابسته است.