لغت نامه دهخدا
رقت انگیز. [ رِق ْ ق َ اَ ] ( نف مرکب ) رقت آور. که رقت قلب آورد. که حس ترحم و شفقت برانگیزد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رقت آور شود.
رقت انگیز. [ رِق ْ ق َ اَ ] ( نف مرکب ) رقت آور. که رقت قلب آورد. که حس ترحم و شفقت برانگیزد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رقت آور شود.
( ~. اَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) چیزی که ترحم و دلسوزی شخص را تحریک کند.
آنچه رقت و دلسوزی و ترحم شخص را برمی انگیزد.
( صفت ) آنچه که تولید رقت کند رقت بار: [[ منظره رقت انگیزی داشت ]].
چیزی که ترحم و دلسوزی شخص را تحریک کند.
💡 مخالفان همچنین شکایت داشتند که یک ساختمان جدید باعث برهم زدن آرامش چشمگیر پارک تاریخی خواهد شد. شهر از رأی دادگاه تجدیدنظر کرد. معمار مشهور فرانسوی، ژان نوول، از گری حمایت کرد و در پاسخ مخالفان گفت: «آنها با کت و شلوارهای کوتاه تنگ، میخواهند پاریس را در قالبی رسمی قرار دهند و این امری کاملاً رقت انگیز است». سرانجام قانون خاصی توسط مجمع ملی تصویب شد که بودجهای را به منافع ملی و "یک اثر هنری بزرگ که برای کل جهان بود، اختصاص داد، که به آن امکان ادامه کار را داد.
💡 در مقاله ای که مسیح ذکاوت، محقق فوق دکتری دانشگاه فلنسبورگ آلمان، در مورد دوزخرفات نوشته، این کتاب را بیش از آن که تجدید نظر طلب بداند، بنیان فکن معرفی کرده است. ذکاوت معتقد است که «دوزخرفات به جای ابطال مفاهیم متافیزیکی و جایگزینی صرف آن با منطق و عقلانیت، وجه خیر را از دستگاه دوقطبی ماوراءالطبیعه حذف می کند و سویه شر آن را در طنز تلخ و اگزیستانسیال خود برجسته می سازد. جهان دوخزفات ربوبیتی رقت انگیز و ناتوان را به جای خدای سنتا خیرخواه و آگاه به همه چیز و توانا به همه کار می نشاند.» از این نظر شخصیت کتاب، آن طور که ذکاوت تحلیل می کند، «بی شباهت به قهرمان بایرونی یا ابرانسان نیچه ای نیست.»