رصد بندی

مترادف‌ها

رصد، نظارت، مشاهده

لغت نامه دهخدا

رصدبندی. [ رَ ص َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل رصدبند. رصد بستن. ( یادداشت مؤلف ):
گذشت از رصدبندی اختران
نبود آنچه مقصود بودش در آن.نظامی.بدان تا جهان را تماشا کنند
رصدبندی کوه و دریا کنند.نظامی.

فرهنگ فارسی

عمل رصد بند رصد بستن

جمله سازی با رصد بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گذشت از رصد بندی اختران نبود آنچه مقصود بودش در آن

💡 بدان تا جهان را تماشا کند رصد بندی کوه و دریا کند

💡 فرآیند دقیق رصد بندی ستارگان در رصدخانه‌های بزرگ، به دانشمندان کمک می‌کند تا حرکت اجرام آسمانی را با دقت بسیار بالایی مطالعه کنند.

💡 سیستم‌های نوین رصد بندی هوشمند، امروزه در مدیریت ترافیک شهری برای جلوگیری از بروز تصادفات و کنترل جریان خودروها به کار گرفته می‌شوند.

💡 رصد بندی مداوم تغییرات اقلیمی در مناطق قطبی، برای پیش‌بینی آینده محیط زیست و جلوگیری از فجایع طبیعی بسیار حیاتی و ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران