رصاصه

لغت نامه دهخدا

( رصاصة ) رصاصة. [ رَ ص َ ] ( ع اِ )یک قطعه از رصاص. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ).
رصاصة. [ رَص ْ صا ص َ ] ( ع ص، اِ ) بخیل. || سنگ چسبیده بر زمین در کنار چشمه روان. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رصراصة.

فرهنگ فارسی

بخیل سنگ چسبیده بر زمین در کنار چشمه روان

جمله سازی با رصاصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: در رصاصه، كه قريه ايست در كوفه، گفتم: او را در چهحال ديدى ؟

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز