رشحات

لغت نامه دهخدا

رشحات. [ رَ ش َ ] ( ع اِ ) ج ِرشحة. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رشحة و رشحه شود.
- رشحات قلم؛ کنایه از نوشته های شخص که بوسیله قلم انجام گیرد: رشحات قلم توانای شما رسید. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع رشحه چکه ها قطره ها.
جمع رشحه. رشحات قلم کنایه از نوشته های شخص که بوسیله قلم انجام گیرد.

جمله سازی با رشحات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 2. رشحات البحار. عربى و شامل 3 بخش است: الف: القرآن والعترة ب: الايمانوالرجعه ج: الانسان والفطرة.

💡 صورت هر محبوبی رشحه ای از رشحات جمال بی عیب اوست و چهره هر مطلوبی نمونه ای از عکس حسن بی نقص او.

💡 چون ز فیض رشحات نم باران قدم سربرافراخت نی از خاک نیستان عدم

💡 رشحات علم دانی به بشر شد از که تلقین بخدا قسم علی بود که ابتدای تکوین

💡 دولت از همّت او لطمه خور دست لئیم سیر چشم از رشحات کف فیّاضش آز

💡 باد عزمت ندمد بی نفحات نصرت ابر کلکت نبود بی رشحات انعام

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز