رشته وار

لغت نامه دهخدا

رشته وار. [ رِ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند رشته و به اندازه رشته. ( ناظم الاطباء ). به اندازه یک رشته. ( آنندراج ):
تاب خوردم رشته وار اندرکف خیاط صنع
بس گره بر خیط خودبینی و خودرایی زدم.سعدی.

فرهنگ فارسی

مانند رشته و به انداز. رشته.

جمله سازی با رشته وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاب خوردم رشته وار اندر کف خیاط صنع پس گره بر خیط خودبینی و خودرایی زدم

💡 در تجرد رشته واری بند دست و پا شود بر شناور کوه آهن می شود، سوزن در آب

💡 کاش رسوایی همین‌جا در خور زحمت دهند رشته واری می‌کشد نام ازگریبان نگین

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز