رسن گسسته

لغت نامه دهخدا

رسن گسسته. [ رَ س َ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بندبریده. قیدپاره کرده. قیدشکسته. بند اطاعت گسسته. ( یادداشت مؤلف ). از قید فرمانبرداری سرتافته. بند اطاعت پاره کرده. بی اعتنا به اصول و قواعد:
وحشی شده و رسن گسسته
از چهره به خوی خلق رسته.نظامی.

فرهنگ فارسی

بند بریده قید پاره کرده قید شکسته بند اطاعت گسسته.

جمله سازی با رسن گسسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وحشی شده و رسن گسسته وز طعنه و خوی خلق رسته

💡 خس بستان و خار دیوارش قید مرغ رسن گسسته اوست

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز