رزب

لغت نامه دهخدا

رزب. [ رَ ] ( ع مص ) لازم گرفتن کسی را و از جای نرفتن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رزب کسی؛ لازم گرفتن وی را و ثابت ماندن. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با رزب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن گاه مرد رزبان لعل عنب گزد چون ‌باغبان ز حسرت‌، انگشت ‌و لب گزید

💡 ستاده‌اند به تاراج بندگان خدای چنان که رزبان در باغ رز به وقت هرس

💡 نه کدیور نه کشاورز نه رزبان نه غلام مرغ در ذکر و درختان به رکوع و به قیام

💡 باز رزبان به کارد برد رز بچه نازنین کند قربان

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز