رایگان خور

مترادف‌ها

مفت‌خور، نان‌خور

لغت نامه دهخدا

رایگان خور. [ ی ْ / ی ِ خوَرْ / خُرْ ]( نف مرکب ) مخفف رایگان خورنده. رایگان خوار. رایگان خواره. مفتخوار. رجوع به این سه کلمه شود:
یک می به دو گنج شایگان خر
رغم دل رایگان خوران را.خاقانی.|| که از دنیا روگردان و معترض باشد. که دنیا را مفت و بهیچ ارزش بدهد. زاهد.

فرهنگ فارسی

مخفف رایگان خورنده. رایگان خوار

جمله سازی با رایگان خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یک می به دو گنج شایگان خر رغم دل رایگان خوران را

💡 در هر گروهی معمولاً یک نفر پیدا می‌شود که همیشه نقش رایگان خور را بازی می‌کند و از زحمات دیگران استفاده می‌کند.

💡 او به عنوان یک رایگان خور شناخته می‌شود، زیرا همیشه در پروژه‌های گروهی بدون انجام هیچ وظیفه‌ای، سهم خودش را می‌گیرد.

💡 معاشرت با افراد رایگان خور می‌تواند باعث خستگی و ناامیدی اعضای فعال تیم شود که همیشه تلاش می‌کنند کارها را پیش ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران