راقع

لغت نامه دهخدا

راقع. [ ق ِ ] ( ع ص ) پیوند دوزنده بر جامه و غیره. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پیونده دوزنده بر جامه و غیره

جمله سازی با راقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در دستهاى توست مال و دارايى خداوند و تو خزانه داراموال خدا هستى، تا آنها را به من تسليم نمايى و اميد است من بدترين واليها وفرماندهان براى تو نباشم والسّلام. اين نامه را عبيداللّه بن ابى راقع در شعبان سال سى وشش نوشته است.