راقص

لغت نامه دهخدا

راقص. [ ق ِ ] ( ع ص ) رقص کننده. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از منتهی الارب ). رقصنده. ( ناظم الاطباء ).
راقص. [ ق ِ ] ( اِخ ) ستاره ای است. ( از اقرب الموارد ). نام ستاره ای است که در دهان اژدهای جنگ واقع شده است.( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رافض، در اصطلاح فلک صورتی که آن را «جاثی علی رکبیة» نیز نامند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جاثی علی رکبیة در همین لغت نامه شود.

فرهنگ عمید

رقص کننده.

فرهنگ فارسی

ستاره ای است. نام ستاره است که در دهان اژدهای جنگ واقع شده است.

جمله سازی با راقص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توی کامل منم ناقص، توی خالص منم مخلص توی سور و منم راقص، من اسفل تو معلایی

💡 729- راقصات، به شترانى گفته مى شود كه زائران خانه خدا را از مكه به منىو عرفات مى برند.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز