لغت نامه دهخدا
راستینه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) بمعنی حقیقی و واقعی. ( آنندراج ). بمعنی راستین باشد که حقیقی است. ( برهان ): و این میان [ زمین که در میان عالم است ] راستینه میان است. ( التفهیم ).
پر کن صنما هلا قنینه
ز آن آب حیات راستینه.سنائی.
راستینه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) بمعنی حقیقی و واقعی. ( آنندراج ). بمعنی راستین باشد که حقیقی است. ( برهان ): و این میان [ زمین که در میان عالم است ] راستینه میان است. ( التفهیم ).
پر کن صنما هلا قنینه
ز آن آب حیات راستینه.سنائی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این رابطه، احمد راستینه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، گفت: دربارهٔ «اعزام افراد و کارکنان دولتی» و اختصاص «رانت» برای حضور در جام جهانی تحقیق میکند.
💡 پر کن صنما هلاقنینه زان آب حیات راستینه