لغت نامه دهخدا
ذوقو. [ ذَ ] ( اِ )تخم گزر دشتی. تخم جزر بری. تخم زردک وحشی. دوقو.
ذوقو. [ ذَ ] ( اِ )تخم گزر دشتی. تخم جزر بری. تخم زردک وحشی. دوقو.
تخم گزر دشتی. تخم زردک وحشی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين وضعى است كه لفظ مجمل با مبين دارد، و اگر منظور از محكم و متشابه عينا همينمجمل و مبين مى بود: بايد آيات متشابه - البته بعد از رد به آيات محكم - پيروى شود،نه خود آيات محكم، همانطور كه در مجمل و مبين سرانجام و بعد از رفعاجمال به لفظ (مجمل ) عمل مى شود نه (مبين )، و پيروى متشابه امرى است كه ذوقو قريحه تكلم و تفاهم به آن اجازه نمى دهد، و هيچاهل زبانى اقدام به آن نمى كند، حال چه اهل زيغ باشد و چه راسخ در علم، و باز در چنينفرضى نبايد قرآن كريم، پيرو متشابه را بيماردل بخواند، و مذمت كند.