ذوع

لغت نامه دهخدا

ذوع. [ ذَ ] ( ع مص ) از بیخ برکندن. از بن برانداختن. استیصال. || هلاک کردن. اجتیاح.

فرهنگ فارسی

از بیخ بر کندن.

جمله سازی با ذوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست در افسردگان ذوع سماع ورنه عالم را گرفته ست این سرود

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ددی یعنی چه؟
ددی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز