ذوسطوه

لغت نامه دهخدا

( ذوسطوة ) ذوسطوة. [ س َ وَ ] ( ع ص مرکب ) درشت. سخت صاحب سطوت: و گویند که سبب خشنودی بهرام از آن آتش بوده که بهمن مردی غیور و ذوسطوت بود و ملوک را ببطش و قوت خود قهر و قمع کردی. ( تاریخ قم ص 83 ).

جمله سازی با ذوسطوه

💡 (( انا على و ابن عبدالمطلبمتهذب ذوسطوه و ذو حسب )).يهودى گفت: (( غلبتم و ما انزل على موسى )) پس (حارث جهود) برادر (مرحب) با چند تن از قلعه بيرون شد و آغاز مبارزت نهاد و دو تن از مسلمين را شهيد ساخت.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز