«ذمر» واژهای چندمعنا در زبان فارسی است که بسته به کاربرد میتواند به نکوهش، ترساندن یا شجاعت اشاره کند. در معنای نخست، این کلمه به نکوهش یا سرزنش دیگران و برانگیختن به جنگ و قتال دلالت دارد. این کاربرد در متون کهن بیشتر برای توصیف تهدید یا ترساندن دشمن دیده میشود و معنای هشدار دارد. همچنین «ذمر» در معنای بانگ کردن یا غرّیدن شیر نیز آمده است که نماد تهدید و قدرت است. در معنای دوم، «ذمر» به فرد دلیر و شجاع اطلاق میشود و بر شهامت و دلیری شخص تأکید دارد. این ویژگی شامل زیرکی، دریابندگی و یاریگری نیز میشود و گاهی در جمع به صورت «اَذمار» آمده است. در متون ادبی، «ذمر» تصویری از مردان شجاع و نترس ارائه میدهد که در میدان کارزار یا زندگی ایستادگی میکنند. کاربرد دیگر آن به معنای بلا یا داهیه نیز آمده است که نشاندهنده خطری شدید یا مشکل است. به طور کلی، این واژه هم میتواند عمل یا حالت تهدید و نکوهش را نشان دهد و هم صفت مرد شجاع و دلیر باشد.
ذمر
لغت نامه دهخدا
ذمر. [ ذَ ] ( ع مص ) نکوهش. || برانگیختن بجنگ. برانگیختن بر قتال. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || ترسانیدن. تهدید. || بانگ کردن شیر. غرّیدن.
ذمر.[ ذِ ] ( ع ص ) دلیر. || ( اِ ) داهیه. بلا.
ذمر. [ ذَ م ِ ] ( ع ص ) مرد شجاع و دلیر. دلیر. || زیرک. دریابنده. || رسا. || بسیار یاریگر. ج، اَذمار.
ذمر. [ ذِ م ِرر ] ( ع ص ) دلیر.
فرهنگ فارسی
دلیر.