ذمر

لغت نامه دهخدا

ذمر. [ ذَ ] ( ع مص ) نکوهش. || برانگیختن بجنگ. برانگیختن بر قتال. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || ترسانیدن. تهدید. || بانگ کردن شیر. غرّیدن.
ذمر.[ ذِ ] ( ع ص ) دلیر. || ( اِ ) داهیه. بلا.
ذمر. [ ذَ م ِ ] ( ع ص ) مرد شجاع و دلیر. دلیر. || زیرک. دریابنده. || رسا. || بسیار یاریگر. ج، اَذمار.
ذمر. [ ذِ م ِرر ] ( ع ص ) دلیر.

فرهنگ فارسی

دلیر.

جمله سازی با ذمر

💡 ذمران به عربی ( ذَمران )، روستایی است در دهستان بنو الَمَنبة از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز