( ذبذبة ) ذبذبة. [ ذَ ذَ ب َ] ( ع مص ) تَرَدّد. دودلی. دودلی کردن. تذَبذُب. || دودل کردن کسی را در کاری. || جنبیدن چیزی که آویخته باشد در هوا. ناویدن چیزی درواو آونگان یعنی جنبیدن آن. || جنبش. تحرک. || حمایت همسایه و اهل. || رنجانیدن کسان را. || جنبانیدن. حرکت دادن.
ذبذبة. [ذَ ذَ ب َ ] ( ع اِ ) نرّه. شرم مرد. ذبذَب. || زبان. || خانه. || چیزی که به هودج آویزند زینت را. منگوله هودج. ج، ذباذِب.
( ~. ) [ ع. ذبذبة ] ۱ - (مص ل. ) جنبیدن چیزی که در هوا آویخته باشد. ۲ - (مص م. ) جنبانیدن، حرکت دادن. ۳ - (اِمص. ) جنبش.
(ذَ ذَ بَ یا بِ ) [ ع. ذبذبة ] ۱ - (مص ل. ) دو دلی کردن، تردد داشتن. ۲ - (مص م. ) دو دل کردن کسی را در کاری. ۳ - (اِمص. ) دودلی، تردد.
۱ - ( مصدر ) دودلی تردد داشتن. ۲ - ( مصدر ) دو دل کردن کسی را در کاری ۳ - ( مصدر ) جنبیدن چیزی که در هوا آویخته باشد. ۴ - ( مصدر ) جنبانیدن حرکت دادن. ۵ - ( اسم ) دودلی تردد. ۶ - جنبش.
نره. شرم مرد.
(اِم
ذبذبة
دو دلی کردن، تردد داشتن.
دو دل کردن کسی را در کا
دودلی، تردد.
ذبذبة
جنبیدن چیزی که در هوا آویخته باشد.
جنبانیدن، حرکت دادن.
جنبش.