پیلوت

مترادف‌ها

خلبان، آزمایشی

فرهنگ معین

(لُ ) [ انگ. ] (اِ. ) ۱ - شمعک. ۲ - طبقة همکف ساختمان که ارتفاع آن از بقیة طبقه ها کمتر است و معمولاً به عنوان پارکینگ و موتورخانه و یا انباری استفاده می شود.

ویکی واژه

شمعک.
طبقة همکف ساختمان که ارتفاع آن از بقیة طبقه‌ها کمتر است و معمولاً به عنوان پارکینگ و موتورخانه و یا انباری استفاده می‌شود.

جمله سازی با پیلوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برخی از رویدادها تنها باری بود که در تاریخ این رقابت‌ها انجام شدند، از جمله اتومبیل‌رانی، موتورسواری، کریکت، کروکت، پیلوتای باسکی و شنای ۲۰۰ متر با مانع. همچنین این دوره، تنها دوره‌ای در تاریخ بازی‌های المپیک بود که از حیوانات زنده (کبوتر) به عنوان هدف در رویداد تیراندازی استفاده شد.

💡 آن پیلوت ماهر با چندین سال تجربه در پروازهای طولانی‌مدت بین‌المللی، توانست هواپیما را در شرایط جوی بسیار دشوار و طوفانی به سلامت به زمین بنشاند.

💡 برای تبدیل شدن به یک پیلوت حرفه‌ای در شرکت‌های هواپیمایی بزرگ، گذراندن دوره‌های آموزشی بسیار سخت و دریافت گواهینامه‌های متعدد الزامی و بسیار ضروری است.

💡 پیلوت هواپیما باید همیشه در بالاترین سطح آمادگی ذهنی و جسمی باشد تا بتواند در لحظات بحرانی با دقت و سرعت تصمیمات حیاتی اتخاذ کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران