لغت نامه دهخدا
دیهیم ساز. [ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سازنده ٔدیهیم. || بادیهیم. دیهیم ور:
وز انجا سوی کاخ رفتند باز
به تخت جهاندار دیهیم ساز.فردوسی.
دیهیم ساز. [ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سازنده ٔدیهیم. || بادیهیم. دیهیم ور:
وز انجا سوی کاخ رفتند باز
به تخت جهاندار دیهیم ساز.فردوسی.
سازنده دیهیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وزانجا سوی کاخ رفتند باز به تخت جهاندار دیهیم ساز