لغت نامه دهخدا
دیبای. ( اِ ) حریر تنک. ( غیاث ). رجوع به دیبا شود.
دیبای. ( اِ ) حریر تنک. ( غیاث ). رجوع به دیبا شود.
حریر تنک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقش دیبای هنر فرش ره اهل صفاست عافیت در خانهٔ آیینه نقش بوریاست
💡 خوش آن کو جامه از دیبای جان کرد خوش آن مرغی، کازین شاخ آشیان کرد
💡 کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آه نیست غیر از صورت او نقش بر دیبای آه
💡 همت او چون قدم در عالم مینا نهد خواهد اندر پای او دیبای زرد زر کشید
💡 از تو درویشان کرباس نیابند و گلیم مطربان را جز دیبای سپاهان ندهی