دچار کردن

لغت نامه دهخدا

دچار کردن.[ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مبتلی کردن. گرفتار کردن.
- دچار خطا کردن؛ به اشتباه انداختن.

فرهنگ فارسی

مبتلی کردن

جمله سازی با دچار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی، در انتقاد از این پروژه، با اشاره به شکست پروژه‌های قبلی دولتی در زمینهٔ آی تی، ورود دولت به این بخش را ناسازگار با سیاست عدم رقابت با بخش خصوصی و اقدامی در جهت دچار کردن صنعت فناوری اطلاعات ایران به صنعت خودروسازی این کشور دانست.

💡 حماسه مختصر میلتون اولین کتاب او بود که در آن: ژانر، به معنی و هنر بهشت دوباره بدست آمده، به عنوان اثری "مهیج" ستوده شده است که "یادگیری عالی در ارائه درک یک محصول مصنوعی خاص، بدون دچار کردن در آن محصول مصنوعی" را تحسین می کند.

💡 اهداف نسخه‌ها و ادعیه جادونامه‌ها معمولاً عبارتند از: شفای مردم و دام، جذب پول یا اموال، جذب یک شریک زندگی، کشتن فردی از راه دور، بیمار کردن افراد یا دچار کردن افراد به ناتوانی جنسی.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز