دوش کردن

لغت نامه دهخدا

دوش کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شب گذشته را احیا نمودن. شب حاضر را به جای شب گذشته داشتن:
اگر نوش تو زهر کرد این فلک
به دانش تو زهر فلک نوش کن
اگر دوش از تو به غفلت بجست
بکوش و از امشب یکی دوش کن.ناصرخسرو.|| خواب دیدن. || واقع شدن. || دچار شدن. || راست افتادن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شب گذشته را احیا نمودن.

جمله سازی با دوش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دمی که دوش صفایی به زیر بار تو نیست به دوش کردن او سر یکی گران بار است

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز