دوستی داشتن

متضادها

دشمنی داشتن، کینه داشتن

لغت نامه دهخدا

دوستی داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) دوست بودن. محب و یار بودن. محبت داشتن. مودت و محبت داشتن. ( ناظم الاطباء ): مشاخلة؛ با کسی دوست خالص داشتن. ( منتهی الارب ). تولی؛ دوستی داشتن با کسی. ( تاج المصادر بیهقی ). خلال؛ دوستی داشتن با کسی. ( دهار ). || عشق داشتن. || رفاقت نمودن. || دوستی کردن. عهد مودت بستن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دوست بودن.

جمله سازی با دوستی داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دوستی داشتن با جهودان ترا هلاک کرد. گفت: مرا سرزنش مکن که نه از بهر سرزنش خواندم، استغفر لی و اعطنی ثوبک الّذی یلی جسدک. آمرزش خواه از بهر من و جامه خویش بمن ده تا مرا کفن سازند و بر من نماز کن و بر سر گور من بایست و مرا دعا کن.

💡 دوستی داشتن با افرادی که دارای نگرش‌های مثبت و سازنده هستند، می‌تواند به شدت بر سلامت روان و افزایش اعتماد به نفس انسان‌ها تأثیر بگذارد.

💡 در دنیای پر از رقابت امروز، دوستی داشتن با همکاران می‌تواند محیط کار را از فضای تنش‌آلود به فضایی حمایتی و خلاق تبدیل کند.

💡 بسیاری از افراد معتقدند که دوستی داشتن با یک دوست صمیمی و وفادار، یکی از بزرگترین دارایی‌های زندگی در دوران پیری و تنهایی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران