دوستانی

لغت نامه دهخدا

دوستانی. ( ص مرکب ) مهربان و شفیق و مشفق. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با دوستانی

💡 دوستانی را که با هم سینه صافی کرده اند در میان جنگ ایمای محبت خوشنماست

💡 بو سلیمان دارانی گفت، خدای را دوستانی‌اند که جمال و نعیم بهشت ایشان را صید نکند و از خدا بازندارد دنیاء خسیس کی تواند که ایشان را صید کند و از خدا باز دارد.

💡 سارا شرمن با نام هنری خودش «سارا اسکوییرم» اجرا کردن را آغاز کرد. بلیت اجراهای او به عنوان یک کمدین در کنار نوازندگان نویز رزرو می‌شد چون او دوستانی داشت که یک شرکت خصوصی ضبط را اداره می‌کردند.

💡 دوستانی دارم اندر خطهٔ صقلاب و روم کز وفا مانند جان گیرند اندر بر مرا

💡 بک، جنی، فرانسیس و سوفی دوستانی قدیمی هستند که دوران سخت و عذاب‌آور دبیرستان را با تمام چالش‌هایش پشت سر گذاشته اند. حالا پس از ده سال زندگیشان تغییر کرده و حس آن بازندگان قدیمی را ندارند. اما زندگی چالش‌های بزرگ‌تری روبرویشان قرار خواهد داد که هیچ کدام از آنها تاکنون انتظار نداشته‌اند.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز