دورم

لغت نامه دهخدا

دورم. [ دَ رَ ] ( ع ص، اِ ) زن نوجوان کوتاه بالای بدرفتار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )

فرهنگ فارسی

زن نوجوان کوتاه بالای بد رفتار.

جمله سازی با دورم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای آن که به جز من که ز دیدار تو دورم چشم دگران جمله به رویت نگران است

💡 گو تا من از تو دورم و دور از تو گشته ام بریان بر آتش غم هجر تو چون کباب

💡 چه شد که باد صبا دورم افکند زدرش بهر کجا که روم خاک کوی او باشم

💡 دل سپر کردم ندادم ترکش امّا تا به کی چون کمانم گه کشد گه دورم اندازد چو تیر

💡 - از تو دورم در حالى كه اشتياق فراوانى به ديدار تو دارم. اشتياقى كه مرا به سوىتو هدايت مى كند.

💡 نیم سنگ فلاخن، لیک دارم بخت ناسازی که بر گرد سر هر کس که گردم دورم اندازد

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز