دوجفت
لغت نامه دهخدا
دوجفت. [ دُ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سربند بالا بخش سربند شهرستان اراک. واقع در 24 هزارگزی باختر آستانه سرراه قدیم بروجرد به اراک. کوهستانی و سردسیر و دارای 367 تن سکنه. آب آن ازقنات و چشمه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دانشنامه عمومی
دوجفت یک روستا در ایران است که در دهستان زالیان واقع شده است. دوجفت ۲۶۴ نفر جمعیت دارد و زبان مردم این نواحی لری می باشد. و مردم این روستااز طوایف فروند و فرهوند از ایل زیار یا زیودار هستند.
جمله سازی با دوجفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منقارسران حشرات کوچک با طول متوسطی هستند که سر آنها مانند منقار پرندگان بطرف پایین کشیده شدهاست. دوجفت بال دارند و انتهای بدن نر غالباً مانند عقرب بطرف بالا خمیده است و از این رو گاهی آنها را «عقربنما» هم میخوانند. تعداد گونههای شناخته شده این حشرات کم و از ۳۰۰ عدد تجاوز نمیکند.