فرهنگ معین
(دُ ) (اِمر. ) کنایه از: قطب شمال و قطب جنوب، قطبین.
(دُ ) (اِمر. ) کنایه از: قطب شمال و قطب جنوب، قطبین.
( اسم ) قطب شمال و قطب جنوب قطبین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاگار کهن دیگری که همواره به ویژه در معماری سنتی ایرانی استفاده میشده بیضی نگار دو میخه است که با یک تکه نخ چنبر (نخ حلقه شده) که دور دو میخ ثابت از یک سو و قلم از سوی دیگر قرار داده میشد و سپس حرکت پرگاروار قلم پیرامون دو میخ که نقش کانونهای بیضی را داشتند. بیضی مورد نظر را پیاده میکرد. خاگار دو میخه هنوز هم سادهترین روش و ابزار برای کشیدن بیضی است. خاگار در دورههای بعد نوآوریهای تازه تری را به خود دیده است که کار را برای کشیدن بیضی با کانونهای دلخواه آسانتر کرده است ولی همچنان ساختار پایه آن دگرگونی چندانی با خاگارهای کهن مانند نمونه ارشمیدس و دو میخ پیدا نکرده است.
💡 خاگار دومیخه که ابزار رایج رسم بیضی در معماری بوده است این برتری را نسبت به نمونه ارشمیدسی داشته است که در رسم بیضیها بویژه در جاهایی که عملاً از خاگار ارشمیدسی کاری برنمیآمده کارایی آسان و مؤثری داشته است. برای نمونه رسم چفد بر روی دیوار اِسپر در طاق آهنگ که رازیگر (بنا) بی آنکه نیازی باشد ابتدا چفد را روی کاغذ بکشد و سپس آنرا روی دیوار پیاده کند که گاه به خاطر ضریب خطایی که داشت استفاده از تویزه را ناگزیر میساخت تنها با کوبیدن دو میخ روی دیوار و چنبر یک تکه نخ و یک تکه زغال روی همان دیوار چفد را رسم و بیدرنگ تاق را پیاده میکرد. این آسانی در کاربرد و کارایی بالا در اجرا خاگار دومیخه را از دیرباز در صدر ابزارهای معماری برای رسم چفد نشانده است.