لغت نامه دهخدا
دوجان. ( اِ ) ورید وداج. ( ناظم الاطباء ).
دوجان. ( اِ ) ورید وداج. ( ناظم الاطباء ).
ورید و داج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این پنج در حجره، سه تن راست، دو جان را تا هردو گهر داد بیابند ز داور
💡 نهانی وعده محکم گشت خان را که با هم یک تنی باشد دو جان را
💡 انحراف از هر دو جان به دوزخست اعتدال اندر وسط چون برزخست
💡 پرتو شمع بدیدم چو پروانه ز دور با همه سرکشی و کبر به دو جان دادم
💡 دو شه در یکی کشور، آشفتگی است دو جان در یکی پیکر، این عقل کیست؟!
💡 عشاق سیم و زر بگدایان کو دهند زین هر دو جان بهست و زجانان دریغ نیست