لغت نامه دهخدا
ده فیش. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بندویه بخش جویم شهرستان لار. واقع در 24هزارگزی جنوب باختری جویم. سکنه آن 685 تن. آب آن از چشمه و چاه تأمین می شود. راه آن فرعی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
ده فیش. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بندویه بخش جویم شهرستان لار. واقع در 24هزارگزی جنوب باختری جویم. سکنه آن 685 تن. آب آن از چشمه و چاه تأمین می شود. راه آن فرعی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان ده فیش برابر با ۴٬۳۰۷ نفر بوده است.
💡 دهستان ده فیش، یکی از دهستانهای بخش بنارویه شهرستان لارستان در استان فارس ایران است. مرکز این دهستان، روستای ده فیش است.
💡 حسنآباد، روستایی در دهستان ده فیش بخش بنارویه شهرستان لارستان در استان فارس ایران است.
💡 ده فیش، روستایی در دهستان ده فیش بخش بنارویه شهرستان لارستان در استان فارس ایران است. این روستا، مرکز دهستان ده فیش است.
💡 جلالآباد، روستایی در دهستان ده فیش بخش بنارویه شهرستان لارستان در استان فارس ایران است.