دل نمودن

مترادف‌ها

آشکار شدن، نمایان شدن، جلوه کردن، پدیدار شدن

متضادها

پنهان شدن، مستور شدن

لغت نامه دهخدا

دل نمودن. [ دِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ]( مص مرکب ) مردمی و مهربانی نمودن. ( از برهان ). رحم کردن. دل بر چیزی لرزیدن. دل سوختن. ( از آنندراج ).

جمله سازی با دل نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جهان جان تودیدی، دل نمودن چواندر عاقبت آن در گشودن

💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعران اغلب از توصیف زیبایی‌های طبیعت و چگونگی دل نمودن شکوفه‌های بهاری در میان گلستان‌های پر از گل و گیاه استفاده می‌کنند.

💡 وقتی حقیقت تلخ در برابر چشم‌های همه دل نمودن می‌کند، معمولاً باعث ایجاد تغییرات بزرگ و بنیادین در باورها و دیدگاه‌های جامعه و افراد می‌شود.

💡 احساسات پنهان در قلب انسان، گاهی از طریق حرکات چهره و زبان بدن به طور ناخودآگاه دل نمودن می‌کنند و حقیقت درونی فرد را فاش می‌سازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران