دل نمودن
مترادفها
آشکار شدن، نمایان شدن، جلوه کردن، پدیدار شدن
متضادها
پنهان شدن، مستور شدن
لغت نامه دهخدا
دل نمودن. [ دِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ]( مص مرکب ) مردمی و مهربانی نمودن. ( از برهان ). رحم کردن. دل بر چیزی لرزیدن. دل سوختن. ( از آنندراج ).
جمله سازی با دل نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان جان تودیدی، دل نمودن چواندر عاقبت آن در گشودن